معرفی کتاب لکه‌های ته فنجان قهوه

آخر شب بود و تو شبکه اجتماعی بحث این بود که هرکس شبیه چه کتابی است. یکی از دوستان مجازیم که فقط به صورت مجازی، و آن هم بسیار ناچیز می­‌شناسمش، به دلیل رابطه خوبی که از خودم با قهوه نشان داده بودم، این کتاب را به من تشبیه کرد. نمایشگاه کتاب مجازی درحال برگزاری بود و من در همان آخر شب سفارش این کتاب را دادم، بدون اینکه درباره آن اصلاً فکر، یا تحقیق کنم. حتی موضوع آن را هم نمی­‌دانستم.

رمان جالبی بود و موضوع آن پشت جلدش نوشته شده است. ” لکه‌­های ته فنجان قهوه رمانی است درباره خانواده‌­ای از طبقه‌­ی متوسط شهری با دغدغه­‌ها، نگرانی‌ها و سردرگمی­‌هایشان در روابط خانوادگی. عشق و اتفاق دو موضوع محوری رمان است و نویسنده می­‌کوشد از خلال تفسیر روانکاوانه‌­ی روابط آدم‌ها به تبیین این دو موضوع بپردازد.” سبک رمان جالب است و هر چند صفحه با اسم یک شخصیت شروع می­‌شود. در آن صفحات به رمان از نگاه او پرداخته می­‌شود. گاهی روایت یک اتفاق از دید دو شخصیت بیان می­‌شود. این امر برای من لذت بخش است. همیشه دوست دارم اتفاقات را از نگاه‌­های مختلف و زاویه دید دیگران ببینم. اینکه آن چیزی که ما فکر می‌­کنیم همیشه درست نیست ولی ما اغلب این حقیقت را نادیده می‌­گیریم. داستان داری روابط عشقی، دوستی و شکست­‌های گذشته هست که باعث می‌­شود مخاطب را جذب کند. برخوردهای غیر قابل پیش‌بینی در آن بسیار است و باوجود اینکه این اتفاقات در واقعیت به ندرت رخ می‌دهند ولی این امر باعث می­شود مخاطب یک احساس ارتباطی بین اتفاقات پیدا کند. چیزی که نظر من را جلب کرد نحوه ارتباط افراد بایکدیگر است. نویسنده سعی می‌­کند فردی را از بیرون معرفی نکند و ارتباط‌­های غیر معقول را جایگزین ارتباط با افراد غریبه ­کند. داستان به نحوی پیش می‌­رود که سرشار از ارتباط‌­های سرد بین افراد است. همه خود را کوچک و تنها می‌­بینند و این حس مانند سرما در روح شخصیت‌­های داستان نفوذ کرده است. داستان شبیه زندگی کردن در یک جنگل سر و خشک است. گویی هیچ قدرتی قادر به آب کردن یخ‌­ها نیست و تمامی تلاش‌­های خورشید بی‌­ثمر است. شخصیت‌های داستان محکوم‌هایی از دنیای گذشته ‌اند که درحال تقاص پس دادن در این دنیا هستند.

من این رمان را دیشب شروع کردم و با وجود اینکه حدود 200 صفحه بود، تا قبل از ظهر امروز به اتمام رساندم. این رمان واقعاً توانست مرا جذب کند و از خواندن آن لذت بردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *