چرا می‌نویسم!!!

من می­‌نویسم چون به این نتیجه رسیده­‌ام که نوشتن را دوست دارم. کمی دیر به این نتیجه رسیدم ولی به قول معروف: “ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است” البته یه ورژن دیگری هم وجود دارد که می‌گوید: “ماهی را هر وقت از آب بگیری می­‌میره” ماهیت هر دو یکسان است ولی نتیجه­‌ای که از هرکدام می­‌توان گرفت دقیقا برعکس دیگری است. به هرحال من تصمیم گرفتم که ماهی را بگیرم. برای اینکه فهمیده­‌ام ماهی­گیری را دوست دارم و نتیجه کار برایم مهم نیست. من همیشه به نوشتن علاقه داشتم، ولی؛ امان از این “ولی”ها که هر کجا که می­‌آیند نشان از ضعف و ناتوانی هستند. ولی به ندرت این کار را انجام می­‌دادم. زمان­‌هایی که فشارهای زندگی به من بیش از حد می­‌شود این کار را انجام می­‌دهم تا لااقل کمی خودم را سبک کنم. هر کسی برای تخلیه خودش روشی را انتخاب می­‌کند. روش‌های زیادی هست مثل: گریه­‌کردن، نقاشی کشیدن، غر زدن، پیاده­‌روی، آشپزی و … . برای من نوشتن فقط به تخلیه کردن ذهن محدود نمی‌­شود. گاهی اوقات وقتی فیلم خوبی می­بینم دوست دارم درموردش بنویسم و شروع به خلاصه و نقد آن می­‌کنم. کم­‌کم متوجه شدم این کار باعث می­‌شود فیلم را بهتر درک کنم و حتی باعث می­‌شود به چیزهایی توجه کنم که حین دیدن فیلم آن­ها را نادیده گرفته­‌ام، یا شاید اصلا متوجه آن نشده‌ام. این باعث جذب بیشتر من برای نوشتن خلاصه و نقد فیلم­‌ها می‌شود. هنوز هم دلایلی هست که باعث می‌شوند که من به نوشتن فکر کنم، ولی برای امروز کافی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *