چگونه ذهن خود را ساکت کنیم!

با دوستم به کوهنوردی رفته بودم و در مسیر با یکدیگر در مورد مسائل مختلف گفتگو می‌کردیم. بعد از مدتی حرف‌هایمان تمام شد و در سکوت و آرامش به پیمودن مسیر ادامه دادیم. هر دو از این لحظاتی که در آرامش و سکوت می‌گذشت، لذت می‌بردیم. رفیقم این آرامش را در هم شکست و گفت: اگر این سکوت و آرامش انقدر ارزشمند و لذت‌بخش است، پس سکوت ذهن چقدر می‌­تواند با ارزش و لذت بخش باشد. در ابتدا که به این موضوع فکر کردم به نظرم عجیب و خنده‌دار آمد. مگر ذهن هم می‌­تواند ساکت شود؟! بیشتر که فکر کردم متوجه شدم که چقدر این موضوع می‌تواند جالب و مهم باشد. یاد کتابی افتادم که درحال خواندن آن بودم. “ذهن ذن، ذهن آغازگر” کتابی که درمورد ذن و رسیدن به آرامش درونی صحبت می‌کند. با انجام دادن ذن و مراقبه می‌توانیم صداهایی که در درون ما هست را ساکت کنیم و آرامش را به ذهن خود بازگردانیم.

در دنیای امروز که غرق در شلوغی و هیاهو است، دست­یابی به آرامش و سکوت یکی از عناصر مهم در زندگی است. سکوت و آرامشی که آرزومند آن هستیم. همیشه به دنبال فرصتی هستیم که از سر و صدای شهر دور شویم. صداهایی که هیچ وقت خاموش نمی‌شوند و همیشه و همه جا حضور دارند. گویی جزئی از زندگی روزمره ما شده‌اند. گاهی آنقدر این سر و صدا زیاد است که تصمیم می‌گیرم که از شهر خارج شویم و به دل طبیعت برویم. جایی که از صداهای ماشینی خبری نیست. جایی که حتی سر و صدای ناشی از طبیعت نه‌تنها آزار دهنده نیست، بلکه در رسیدن به آرامش کمک هم می‌کند. در این زمان است که تازه متوجه می‌شویم این پیشرفت‌های ماشینی و صنعتی چقدر لذت بودن در آرامش را از ما گرفته است. سکوت و آرامش فقط به دنیای بیرون خلاصه نمی‌شود، دنیای درون ما هم به این سکوت و آرامش را نیاز دارد. نداهایی که همیشه در درون ما وجود دارند.

امروزه رسیدن به آرامش درونی به شدت سخت شده است. هر روز بر عواملی که باعث می‌شود ذهن ما مشغول‌تر شود، افزوده می‌شود. پیشرفت تکنولوژی و به وجود آمدن شبکه‌­های اجتماعی خود تاثیر زیادی در از دست دادن این آرامش داشته است. این شرکت‌ها از به روزترین دانش‌ها برای به وجود آوردن اعتیاد استفاده می‌کنند. اعتیادی که دیگر بر جسم ما تاثیر ندارد و ذهن ما را هدف گرفته است. زمانی که فرصت لازم برای بدست آوردن آرامش را پیدا می‌کنیم، این اعتیاد باعث می‌شود ما به سراغشان برویم و این فرصت را از دست بدهیم. بسیار اتفاق افتاده است که زمانی که در آرامش نشسیم، ناگهان یک صدای پیام تمام آنچه را که داشتیم از ما می‌­گیرد و ما را به سمت خود می‌­کشاند. بعد از مدتی تازه به خود می­‌آییم و متوجه می‌شویم که کلی از زمان خود را از دست داده‌ایم. زمانی که می‌­توانستیم در آرامش و سکوت از آن بهره ببریم.

شاید به این نکته توجه کرده‌­اید که وقتی درحال رانندگی هستید و آدرسی را اشتباهی می‌­روید، اولین کاری که انجام می‌­دهید این است که صدای موزیک یا رادیو را کم می­‌کنید و از دیگران می­‌خواهید ساکت باشند. این یک نمونه عینی برای نشان دادن این است که هر تصمیمی نیاز به سکوت و آرامش دارد و بدون آن کار بسیار مشکل می‌­شود. آلودگی صوتی و سروصدای محیط را می­‌توان با روش‌­هایی دور زد و آرامش را برای خود به ارمغان آورد. مثلاً استفاده از هدفون یا خارج شدن از شهر و به دل طبیعت رفتن. این­‌ها روش­‌هایی هستند که می‌­توان با آن­ها به این آرامش دست پیدا کنیم. اگر این صدا و هیاهو در درون شما باشد آنگاه به کجا می­‌توان رفت؟! از خودمون که نمی‌­توانیم فرار کنیم و به جایی پناه ببریم؟! برای رسیدن به این آرامش روش‌هایی وجود دارد. مدیتیشن و مراقبه یکی از این روش‌ها است که می‌تواند برای رسیدن به آرامش درونی کمک کند. امروزه افراد زیادی از این روش برای رسیدن به آرامش ذهن استفاده می‌کنند و از تاثیرات آن بسیار راضی هستند. وقتی ذهن ما به آرامش برسد آنگاه افکار ما نظم پیدا می‌کنند و راحت‌تر می‌توانیم مسائل زندگی را حل کنیم.

دیشب قبل از خواب تصویر زیبایی از درونم را متصور شدم. خودم را در وسط یک اتاق تصور کردم که روی صندلی نشسته‌ام. افکارم را به صورت شخصیتی از خودم می‌­دیدم که با منی که در وسط نشسته بودم درحال صحبت بودند. در اطراف من افکارم قرار داشتند که در حال صحبت کردن با من بودند. صدا به صدا نمی­‌رسید و من حتی حرف‌­هایشان هم نمی‌­توانستم متوجه بشوم. روی حرف یکی‌شان تمرکز می‌­کردم و چون نفر بعدی بلندتر صحبت می‌­کرد، دیگر قادر به شنیدن ادامه صحبت آن نبودم. همه‌ی آن‌­ها مشکلاتی داشتند که در حال بیان آن بودند و من حتی قدرت شنیدن و فهمیدن آن مشکلات را نداشتم. من قادر به حل تمام آن مشکلات و ارائه راه­‌حل برای آن­ها هستم ولی مشکل اصلی این است که نمی­‌توانم صحبت‌های آن‌ها را متوجه شوم. چون آن اتاق مملو از صدای افکار مختلف است. برای حل این مشکل راه‌حلی به ذهنم رسید. اولین قدم خاموش کردن یک به یک این صداها است. سپس به حرف تک‌­تک آن­ها به صورت جداگانه گوش فرا دهیم و آن را حل کنیم. مشکل اصلی ولی در ساکت کردن این صداها هست. اینکه بتوان این همه صدا را خاموش کرد نیاز به تلاش و تمرین زیاد دارد. بشر سال­هاست که بر روی این موضوع کار کرده است و درحال حاضر به نتایجی رسیده که از اطمینان آن صددرصد هم مطمئن نیست، ولی توانسته کمک شایانی برای رسیدن به این سکوت انجام دهد. مدیتیشن و ذن دقیقاً کاری است که برای رسیدن به این کار انجام می‌­شود. اینکه انسان در حالت مراقبه تلاش می‌­کند ذهن خود را آرام کند و به افکار خود نظم دهد.

روش دیگری که به ذهنم خطور کرد این است که، می‌توان با نوشتن به این افکار نظم داد. وقتی شما شروع به نوشتن می­‌کنید گویی میکروفونی به یکی از این افکار که دوست دارید صدایش را بشنوید داده­‌اید. افکار دیگر همچنان درحال صحبت هستند ولی صدای آن­ها در مقابل فکری که میکروفن را در اختیار دارد کم است و شما به راحتی می‌­توانید صدای او را متوجه شوید و مشکلی که با آن دست و پنجه نرم می­‌کند را بشنوید و برای حل آن راه‌حل ارائه دهید و آن را برطرف کنید. من خودم از این روش برای حل افکاری که در ذهنم قرار دارد، استفاده می­‌کنم. بعد از انجام آن متوجه می­‌شوم در آن صداهایی که در ذهنم وجود دارند، دیگر صدایی از این فکر وجود ندارد و توانسته‌­ام این فکر را ساکت کنم. با این کار فضا برای افکار دیگر باز می‌­شود و راحت‌­تر می‌­توانم صدای بقیه را بشنوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *